من پر از خستگیم
پر از احساس نیازی که به حمام دارم
و چرا هیچ کسی خانه نبود
تا که وقتی به درآیم از آن
بکشد نیمچه اتویی
به سر و پشت و کنار زلفم
و من انگار بسی خسته ترم
چون ندارم نایی که روم بر باشگاه
و چقدر واشر من گشاد است
من پر از خستگیم
پر از احساس نیازی که به حمام دارم
و چرا هیچ کسی خانه نبود
تا که وقتی به درآیم از آن
بکشد نیمچه اتویی
به سر و پشت و کنار زلفم
و من انگار بسی خسته ترم
چون ندارم نایی که روم بر باشگاه
و چقدر واشر من گشاد است